گاهی برای دلم مینویسم

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مرحم» ثبت شده است

رسم وفا ندیدم
بی وفایی، شیرین تر است انگار
همدلی نچشیده ام
خنجر زدن، عادت است انگار
مرحم شدن گناه است
نیش زدن، بهتر است انگار
صداقت شعار است
دروغگویی، رسم است انگار
نگاه گرم دیگر نیست
غریدن، قدرت است انگار
حرف شیرین نشنیدم
زبان تیز، کارا تر است انگار
قدردانی مُرده
بی چشم و رویی، داغ تر است انگار
من هم مُرده ام انگار

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۴۴
شیما آبایی